to turn one back on معنی فارسی پشت کردن به واژههای دیگر با معنی «پشت کردن به» rugby point امتياز 3 يا 4 براي رساندن توپ به پشت خط، پايان، امتياز 2 براي ضربه با پاو فرستان tailgate تخته ي عقب، در فاصله يکم پشت اتومبيل ديگر حرکت کردن، سر به دم حرکت کردن backlight از پشت نور دادن به، از پشت روشن کردن