toasty
معنی فارسی
گرم و نرم، راحت، دنج
به طور گرم و نرم، خوشايند
برشته مانند، گرم و مطبوع
معنی کامل و مثالها
/tōs´tē/adv., adj.
● گرم و نرم، راحت، دنج
● به طور گرم و نرم، خوشایند
● برشته مانند، گرم و مطبوع
گرم و نرم، راحت، دنج
به طور گرم و نرم، خوشايند
برشته مانند، گرم و مطبوع
/tōs´tē/adv., adj.
● گرم و نرم، راحت، دنج
● به طور گرم و نرم، خوشایند
● برشته مانند، گرم و مطبوع
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن