دیکشنری فارسی

snug

UKsnʌg USsnʌg

معنی فارسی

دنج بي سروصدا محفوظ پنهان گرم و نرم اسوده راحت اماده سفر

معنی کامل و مثال‌ها

/snug/adj.

گرم، گرم و نرم، جمع و جور و راحت

a snug little house

یک خانه‌ی کوچک و جمع و جور

a snug bed

بستر گرم و نرم

(جامه) چسبان، کمی تنگ

a snug coat

پالتو چسبان (یا کمی تنگ)

these pants are a bit too snug

این شلوار زیادی تنگ است.

(عامیانه - درآمد) بسنده، کافی

a snug little income

درآمد نسبتا کافی

(کشتی) محکم و خوش ساخت، آماده‌ی سفر

پنهان، قایم شده، مخفی

to lie snug for a while

برای چندی مخفی ماندن

(محلی) رجوع شود به: snuggle

گرم و نرم کردن، جمع و جور کردن، حفظ کردن

(انگلیس) رجوع شود به: snuggery

* snug down

(کشتیرانی - با جمع کردن برخی بادبان‌ها و بخش‌های متحرک) کشتی را آماده‌ی توفان کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. offering safety; well protected or concealed “a snug harbor” “a snug hideout”
  2. fitting closely but comfortably “a close fit”
  3. enjoying or affording comforting warmth and shelter especially in a small space “a cozy nook near the fire” “snug in bed” “a snug little apartment”
  4. well and tightly constructed “a snug house” “a snug little sailboat”

مترادف‌ها

I. verb neuter
Snuggle, lie close, nestle.
II. adjective
1. Close, concealed.
2. Comfortable, convenient, compact, neat, trim.

واژه‌های دیگر با معنی «دنج»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن