دیکشنری فارسی

toed

UStəud

معنی فارسی

انگشت پ پنجه پا باتيپابيرون کردن نوک پازدن (به) کج کوبيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/tōd/adj.

● (معمولا در ترکیب) دارای ... انگشت پا، - انگشتی

a three-toed animal

جانور سه انگشتی

● (میخ - کوبیده شده به طور) یک‌وری، کج

● دارای میخ کج

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'toe' + '-ed', meaning having toes of a certain type.

مثال

  • The cat is four-toed.
  • The bird is three-toed.
  • The creature is web-toed.

ترکیب‌های رایج

four-toed three-toed web-toed claw-toed

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a toe or toes of a specified kind; often used in combination

واژه‌های دیگر با معنی «انگشت پ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن