toed
UStəud
معنی فارسی
انگشت پ پنجه پا باتيپابيرون کردن نوک پازدن (به) کج کوبيدن
معنی کامل و مثالها
/tōd/adj.
● (معمولا در ترکیب) دارای ... انگشت پا، - انگشتی
a three-toed animal
جانور سه انگشتی
● (میخ - کوبیده شده به طور) یکوری، کج
● دارای میخ کج
ریشه و کاربرد
ریشه
From 'toe' + '-ed', meaning having toes of a certain type.
مثال
- The cat is four-toed.
- The bird is three-toed.
- The creature is web-toed.
ترکیبهای رایج
four-toed three-toed web-toed claw-toed
تعریف انگلیسی
adjective
- having a toe or toes of a specified kind; often used in combination