tolerableness
UKtɔlərəblnəs
معنی فارسی
قابل تحمل تحمل پذير نسبت خوب ميانه
قابل تحمل تحمل پذير نسبت خوب ميانه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن