دیکشنری فارسی

tomfoolery

UKtɔmfuːləriː

معنی فارسی

کار احمقانه چيزنادان فريب

معنی کامل و مثال‌ها

/täm´fōōl´ǝr ē/n., pl.

● ابلهی، حماقت، نابخردی، لوس بازی، مسخرگی

تعریف انگلیسی

noun
  1. foolish or senseless behavior

مترادف‌ها

noun
(Colloquial) Nonsense, folly, vagary, mummery, buffoonery, absurd trifling, monkey tricks.

واژه‌های دیگر با معنی «کار احمقانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن