tool box UKtuːlbɔks معنی فارسی جعبه ابزار واژههای دیگر با معنی «جعبه ابزار» tool kit جعبه ابزار toolbox جعبه ابزار workbox جعبه ابزار. adaptation kit جعبه ابزار تطبيق، جعبه وسايل تطبيق دهنده box-section bed جعبه ماشين هاي ابزار chest set جعبه، صندوق، جعبه ابزار repair kit جعبه تعمير، دست ابزار وسايل تعمير