دیکشنری فارسی

topos

معنی فارسی

موضوع، مقوله

رسم يا سنت ادبي، روال ادبي

معنی کامل و مثال‌ها

/tō´pōs/n., pl.

● (به ویژه اگر معمولی و مکرر باشد) موضوع، مقوله

● رسم یا سنت ادبی، روال ادبی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a traditional theme or motif or literary convention “James Joyce uses the topos of the Wandering Jew in his Ulysses”

واژه‌های دیگر با معنی «موضوع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن