touchableness معنی فارسی درست زدن (به) لمس کردن بساويدن بسودن مس کردن خوردن به رسيدن واژههای دیگر با معنی «درست زدن (به)» touch درست زدن (به)، لمس کردن، بساويدن touchable درست زدن (به)، لمس کردن، بساويدن