دیکشنری فارسی

tradition

UKtrədiʃən UStrə'dıʃən

معنی فارسی

حديث ، خبر ، روايت ، تواتر ،

رسم وعقيده موروثي ياخانوادگي ، تسليم ،

تحويل

معنی کامل و مثال‌ها

/trǝ dish´ǝn/n.

● سنت، عرف، رسم، سیرت، تراداد، فرادهش، دیرمان، گذشته‌مان

● (در اصل) تسلیم، گردن نهادن

● (حقوق) رجوع شود به: delivery

● (مذهب) سنت، شریعت، روایت

تعریف انگلیسی

noun
  1. an inherited pattern of thought or action
  2. a specific practice of long standing

مترادف‌ها

noun
1. (Law.) Transfer (of possession), delivery.
2. Oral report (from one generation to another).

واژه‌های دیگر با معنی «حديث»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن