transferrer معنی فارسی انتقال دهنده . واژههای دیگر با معنی «انتقال دهنده .» conveyor انتقال دهنده، صلح کننده، واگذارنده transmissive انتقال دهنده، فرستنده، قابل انتقال neurotransmitter انتقال دهنده عصبي fibre optics انتقال دهنده نوار نازکي از نور، وسيله تفکيک ستون نور به رشته هاي نازک convector جسم انتقال دهنده گرما (مايع يا گاز وغيره) transporter ترابرگر، انتقال دهنده، منتقل کننده alienator واگذارکننده، انتقال دهنده، فروشنده transferer واگذارکننده، انتقال دهنده، منتقل portative برنده، انتقال دهنده، حامل alienor واگذار کننده، انتقال دهنده .