دیکشنری فارسی

transmissive

UKtrænzmisiv

معنی فارسی

انتقال دهنده فرستنده قابل انتقال انتقال شده

واژه‌های دیگر با معنی «انتقال دهنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن