دیکشنری فارسی

transformer

UKtrænsfɔːmər UStræns'fɔ:mə

معنی فارسی

مبدل

معنی کامل و مثال‌ها

/trans fôrm´ǝr/n.

● دگردیسگر، دگرسانگر، دگرگون ساز، تغییر شکل دهنده

● (برق) ترانسفورماتور، مبدل، ترادیسگر، ترادیسنده، ترادیسما

تعریف انگلیسی

noun
  1. an electrical device by which alternating current of one voltage is changed to another voltage

واژه‌های دیگر با معنی «مبدل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن