transit bill معنی فارسی اجازه عبور پروانه عبور واژههای دیگر با معنی «اجازه عبور» train path اجازه عبور ترن روي يک خط laissez-passer پروانه عبور، اجازه عبور، جواز عبور prior admission اجازه پرواز قبلي هوايي، اجازه عبور قبلي passage گذر، عبور، حق عبور