دیکشنری فارسی

transitionally

UKtrænziʃənəliː

معنی فارسی

انتقال ، عبور ،

تغييراز يک حالت به حالت ديگر ، مرحله تغيير ،

برخ ، تغيير پرده

تعریف انگلیسی

adverb
  1. as a transitional step or in a transitional manner “Derived from adjective: transitional”

واژه‌های دیگر با معنی «انتقال»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن