transitionary معنی فارسی انتقالي وابسته بمرحله تغييرياانتقال مترادفها adjective Transitional. واژههای دیگر با معنی «انتقالي» transitional انتقالي، وابسته بمرحله تغييرياانتقال transferential انتقالي transit bearing سمت انتقالي، گراي انتقالي، گراي عبور کشتي يا هواپيما transitional motion حرکت انتقالي translational lift براي انتقالي translational motion حرکت انتقالي transitory income درآمد انتقالي، درآمدموقتي transational symmerty تقارن انتقالي transfer functions توابع انتقالي transfer income درآمد انتقالي