دیکشنری فارسی

transporting

UKtrænspɔːtiŋ UStræns'pɔ:tıŋ

معنی فارسی

بارکشي حمل ونقل انتقال کشتي حامل سربازوخواروباروغيره

مترادف‌ها

adjective
Passionate, ecstatic, ravishing.

واژه‌های دیگر با معنی «بارکشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن