دیکشنری فارسی

traversable

UKtreivəsəbl

معنی فارسی

قابل عبور.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of being traversed “highway crews soon had the roads travelable”

واژه‌های دیگر با معنی «قابل عبور.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن