دیکشنری فارسی

trepid

معنی فارسی

لرزان مرتعش ترسان مرتعش کننده ترسناک.

ریشه و کاربرد

Adjective

Timid; nervous.

ریشه

Late 16th century from Latin 'trepidus' 'alarmed'.

مثال

  • He gave a trepid smile.
  • She was trepid about the journey.
  • The trepid student stepped forward.

ترکیب‌های رایج

Trepid smile Trepid about Trepid but determined

واژه‌های دیگر با معنی «لرزان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن