trindle معنی فارسی چرخ ، شمع مومي دراز ونوک تيز، (درصحافي کتاب) تنگ (tang)، پيچيدن ، غلتاندن. واژههای دیگر با معنی «چرخ» windlass چرخ، چرخ چاه، آهنجد staniel چرخ، يکجور باز کوچک windfanner چرخ، يکجور باز کوچک kestrel چرخ، يکجوربازکوچک lanneret چرخ، چرغ wheel چرخ gyratory چرخ زن، گردگرد، چرخي tailwheel چرخ دم wheel puller چرخ کش wheel spanner چرخ کش