trisomic
معنی فارسی
سه تن، سه تنه
ياخته ي سه تن
معنی کامل و مثالها
/trī sō´mik/adj., n.
● (دارای یک کروموزوم اضافی در هر یاخته) سه تن، سه تنه
● یاختهی سه تن
سه تن، سه تنه
ياخته ي سه تن
/trī sō´mik/adj., n.
● (دارای یک کروموزوم اضافی در هر یاخته) سه تن، سه تنه
● یاختهی سه تن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن