دیکشنری فارسی

truster

معنی فارسی

اطمينان کننده باور کننده امانت گذار وديعه گذار اعتباردهنده نسيه دهنده توکل کننده .

ریشه و کاربرد

ریشه

From the English word 'trust' and 'er', a suffix meaning 'one who'.

مثال

  • He was a truster in fate.
  • She was a truster in the goodness of people.
  • As a truster, he never doubted his friends.

ترکیب‌های رایج

A truster in fate A truster in people Being a truster

تعریف انگلیسی

noun
  1. a supporter who accepts something as true

واژه‌های دیگر با معنی «اطمينان کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن