turn-down معنی فارسی برگشته واژههای دیگر با معنی «برگشته» replicate برگشته، روي هم افتاده، پرده هم مايه در هنگام بالاتر يا پايينتر turn down برگشته، برگدانده، يقه برگشته retorted برگشته، خميده، کج inflexed برگشته، خميده recurvate برگشته، کج reflexed برگشته retroflected برگشته retrousse برگشته revolute لب برگشته، لب پيچيده foxed رنگ برگشته، داراي رنگ سوخته، فاسدشده