turves معنی فارسی مرغزار چمنها. معنی کامل و مثالها /tu_rvz/n.● (قدیمی) جمع واژهی: turf واژههای دیگر با معنی «مرغزار» campo مرغزار، دشت داراي معدودي درخت pelouse مرغزار wiesen مرغزار whinchat مرغ مرغزار veldt زمين مرغزار، علفزار. veld (افريقاي جنوبي) زمين مرغزار، علفزار. swarth چمن، مرغزار، دسته علف خشک prairie چمن، مرغزار، سبزه زار sward چمن، مرغزار oases واح، واحه آبادي يا مرغزار در ميان کوير