two and two معنی فارسی دو به دو دوتا دوتا واژههای دیگر با معنی «دو به دو» tete a tete دو به دو، محرمانه، گفتگوي دو به دو يا محرمانه atwain به دو نيم، به دو نصف binational وابسته به دو ملت، دو ملتي، دو مليتي twofer دو تا به قيمت يکي parenthetical وابسته به دو کمانک، پرانتزي، کمانکي modulo two sum مجموع به پيمانه دو. bicoastal وابسته به هر دو کرانه، داراي شعبه در هر دو ساحل، دو کرانه اي intercultural وابسته به فرهنگ دو کشور، بين فرهنگي. ped- پيشونديست به دو معني (1) بچه، طفل. (2) پا. bicultural وابسته به يا متشکل از دو فرهنگ، دو فرهنگي