two legged UKtwoulegd معنی فارسی دو پا دو پايه واژههای دیگر با معنی «دو پا» rampant بر دو پا ايستاده، درحال حمله خانوادگي، شايع diplodocus ديو سوسمار دو پا، دايناسور دو پا prancer اسبي که روي دو پا بلند ميشود، خرامش کننده . double leg زير دو خم با عوض کردن دست با مايه يک پا، رو کار، زير دو خم خورجين تکان (کشتي) jerboa موش دو پا (از اين رو که دوپاي پيشين ان در، برابر پاهاي پسين کوتاه است . straddle با دو پاي از هم گشاده نشستن، در ميان دو پا قرار دادن ped- پيشونديست به دو معني (1) بچه، طفل. (2) پا.