tympanon معنی فارسی طبل جبهه کليسا پرده غشاء. واژههای دیگر با معنی «طبل» dummer طبل زن، طبال. tympana طبل گوش، گوش مياني، زمينه سنتوري tympanum طبل گوش، گوش مياني، زمينه سنتوري tympanist طبل زن. drumhead پوست طبل، روي طبل، پرده صماخ. drumbeat ضربه طبل، صداي کوس يا طبل. rataplan صداي طبل، ربوربور، خروش tabret طبل کوچک، تبيره . bass drum طبل بزرگ، کوس. beat of drum ضربه طبل