دیکشنری فارسی

unappreciated

USʌnəp'ri:ʃı'eıtıd

معنی فارسی

نا سپاس حق ناشناس نمک ناشناس نا ممنون نا شکر بيهوده بي ارزش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not likely to be rewarded “grading papers is a thankless task”
  2. having value that is not acknowledged

مترادف‌ها

adjective
Unvalued, unprized.

واژه‌های دیگر با معنی «نا سپاس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن