دیکشنری فارسی

unappreciative

UKʌnəpriːʃətiv

معنی فارسی

نا سپاس حق ناشناس نمک ناشناس نا ممنون نا شکر بيهوده بي ارزش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not feeling or expressing gratitude “unappreciative of nature's bounty”

واژه‌های دیگر با معنی «نا سپاس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن