unblessed معنی فارسی نامبارک ناميمون ملعون بينوا بدبخت. مترادفها adjective Unhappy, wretched, accursed. واژههای دیگر با معنی «نامبارک» unblest نامبارک، ناميمون، ملعون sinister واقع در طرف چپ، نحس، منحوس