دیکشنری فارسی

unbuild

معنی فارسی

خراب کردن بکلي ويران کردن محو کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/-bild´/vt.

(عمارت و غیره) خراب کردن، وا ساختن

واژه‌های دیگر با معنی «خراب کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن