دیکشنری فارسی

uncivilized

UKʌnsivilaizd USən'sıvəlaızd

معنی فارسی

بي تمدن

معنی کامل و مثال‌ها

/-siv´ǝl īzd´/adj.

نامتمدن، وحشی، بربری

جاهل، ناروشنفکر

دور از تمدن، وحشیانه

مترادف‌ها

adjective
Rude, barbarous, savage.

واژه‌های دیگر با معنی «بي تمدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن