دیکشنری فارسی

undergird

معنی فارسی

تقويت کردن، بست زدن به .

محکم کاري کردن، پشتيبانيکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/un´dǝr gu_rd´/vt.

از زیر شمع زدن (به دیوار یا ساختمان و غیره)، از پایین بست زدن، از زیر بستن

تقویت کردن، محکم کاری کردن، پشتیبانی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. lend moral support to “Verb Frames:” “Something ----s somebody”
  2. make secure underneath “undergird the ship” “Verb Frames:” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «تقويت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن