دیکشنری فارسی

undernourished

UKʌndənʌriʃt

معنی فارسی

سوء تغذيه گرفتارسوء تغذيه .

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not getting adequate food “gaunt underfed children” “badly undernourished”

واژه‌های دیگر با معنی «سوء تغذيه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن