undisiplined معنی فارسی تربيت نشده واژههای دیگر با معنی «تربيت نشده» undisciplined تربيت نشده، تاديب نشده، بي انتظام unbred نااموخته، پرورش نيافته، بد ببار امده . unpolished پرداخت نشده، بي جلا، نامهذب