دیکشنری فارسی

undisposed

معنی فارسی

نامتمايل بي علاقه بيگرايش ناگراي حال ندار ناخوش

معنی کامل و مثال‌ها

/-dis pōzd´/adj.

نامتمایل، بی علاقه، بی‌گرایش، ناگرای

حال ندار، ناخوش

واژه‌های دیگر با معنی «نامتمايل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن