unfigured معنی فارسی بي صورت ساده واژههای دیگر با معنی «بي صورت» ejecta زن بي صورت شده implausibility غير موجه بودن، بي صورت ظاهر بودن، نامسمومي free list صورت مجاني ها، صورت کالاهاي بي گمرک Tetragrammaton (واژه ي عبري به معني خدا)، چهار حرف بي واکه (که معمولا به صورت ( implausible ناموجه، غير موجه، نامسموع indigested هضم نشده، بسرو صورت، بي ترتيب face card (در ورق) ورق صورت، ورق شاه، بي بي ياسرباز. court-card (دربازي) صورت :شاه، بي بي، سرباز