unpleasanter معنی فارسی نامطبوع ناگوار ناخوش ايند ناپسند واژههای دیگر با معنی «نامطبوع» unpleasant نامطبوع، ناگوار، ناخوش ايند disagreeable نامطبوع، ناسازگار، ناگوارا indelectable نامطبوع، ناگوار ungracious خارج از نزاکت، نامطبوع ungraceful عاري از متانت، نازيبا، نامطبوع screech (با صداي بد) جيغ کشيدن، جيغ، فرياد (باصداي نامطبوع) unhandsome نازيبا، زشت، ناصواب seamier درزدار، درزنما، داغ دار seamiest درزدار، درزنما، داغ دار seaminess درزدار، درزنما، داغ دار