seaminess معنی فارسی درزدار درزنما داغ دار بد نامطبوع واژههای دیگر با معنی «درزدار» seamed درزدار، چوروک دار، راه راه دار seamier درزدار، درزنما، داغ دار seamiest درزدار، درزنما، داغ دار seamy درزدار، درزنما، داغ دار synarthrosis بند درزدار، مفصل بي حرکت seam درز، بخيه، داغ