دیکشنری فارسی

seamed

معنی فارسی

درزدار ، چوروک دار ، راه راه دار ، درهم کشيده ،

داراي نشان (زخم ومانندان)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having or joined by a seam or seams
  2. (used especially of skin) marked by lines or seams “their lined faces were immeasurably sad” “a seamed face”

واژه‌های دیگر با معنی «درزدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن