unsoundly UKʌnsaundliː معنی فارسی ناسالم ناخوش نادرست غلط واژههای دیگر با معنی «ناسالم» unsound ناسالم، ناخوش، نادرست unwholesome ناگوار، ناسالم evil بد، زيان اور، مضر