دیکشنری فارسی

unstick

معنی فارسی

آزاد کردن از گير درآوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-stik´/vt.

(چیز گیر کرده یا گرفته و غیره را) آزاد کردن، از گیر درآوردن

واژه‌های دیگر با معنی «آزاد کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن