دیکشنری فارسی

untutored

UKʌntjuːtəd

معنی فارسی

نااموخته ساده زود باور. ساده ساده لوح هالو

معنی کامل و مثال‌ها

/-tōōt´ǝrd/adj.

نا آموخته، تعلیم ندیده، تحصیل نکرده

ساده، ساده لوح، هالو

مترادف‌ها

adjective
1. Uninstructed, uneducated, untaught, undisciplined, inexperienced, uninitiated, undrilled, ignorant.
2. Artless, natural, simple, unsophisticated.

واژه‌های دیگر با معنی «نااموخته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن