unwholesomely UKʌnhoulsɔmliː معنی فارسی ناگوار ناسالم واژههای دیگر با معنی «ناگوار» unwholesome ناگوار، ناسالم mischance رويداد ناگوار، بدبختي، حادثه بد mishap رويداد ناگوار، بدبختي، قضا predicament حالت (ناگوار) وضع، مقوله stodgier سنگين، ناگوار، باد کرده stodgiest سنگين، ناگوار، باد کرده stodgily سنگين، ناگوار، باد کرده stodginess سنگين، ناگوار، باد کرده stodgy سنگين، ناگوار، باد کرده contretemps رويداد، ناگوار، حادثه نابهنگام