unwieldly
معنی فارسی
سخت کاربرد بدقلق بدبار ديرجنب بدقواره دست وپاگير
معنی کامل و مثالها
/-wēl´dē/adj.
● (آنچه که به خاطر سنگینی یا اندازه یا شکل به کار بردن آن دشوار باشد) سخت کاربرد، بدقلق، بدبار، دیرجنب
● بدقواره، دست و پاگیر
سخت کاربرد بدقلق بدبار ديرجنب بدقواره دست وپاگير
/-wēl´dē/adj.
● (آنچه که به خاطر سنگینی یا اندازه یا شکل به کار بردن آن دشوار باشد) سخت کاربرد، بدقلق، بدبار، دیرجنب
● بدقواره، دست و پاگیر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن