upper room معنی فارسی بالاخانه اطاق فوقاني واژههای دیگر با معنی «بالاخانه» upper floor اشکوب بالايي، بالاخانه balconies ايوان، بالاخانه balcony ايوان، بالاخانه blindstory طبقه ي ساختمان که پنجره نداشته باشد، اشکوب کور بالاخانه ي بيپنجره gazebo عمارت تابستاني که چشم اندازخوبي داشته باشد (، خروجي، بالاخانه) galleries راهرو، سرسرا، ايوان بالاخانه gallery راهرو، سرسرا، ايوان بالاخانه