دیکشنری فارسی

uprear

معنی فارسی

بلند شدن بالا بردن نصب کردن. برپا کردن ساختن ارج گذاشتن گرامي داشتن معزز کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-rir´/vt., vi.

● بالا بردن، افراشتن، بلند کردن

● برپا کردن، ساختن

● ارج گذاشتن، گرامی داشتن، معزز کردن

● پرورش دادن، بارآوردن

● بالا آمدن، برآمدن

واژه‌های دیگر با معنی «بلند شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن