دیکشنری فارسی

uprear

معنی فارسی

بلند شدن بالا بردن نصب کردن. برپا کردن ساختن ارج گذاشتن گرامي داشتن معزز کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-rir´/vt., vi.

بالا بردن، افراشتن، بلند کردن

برپا کردن، ساختن

ارج گذاشتن، گرامی داشتن، معزز کردن

پرورش دادن، بارآوردن

بالا آمدن، برآمدن

واژه‌های دیگر با معنی «بلند شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن