uprear
معنی فارسی
بلند شدن بالا بردن نصب کردن. برپا کردن ساختن ارج گذاشتن گرامي داشتن معزز کردن
معنی کامل و مثالها
/-rir´/vt., vi.
● بالا بردن، افراشتن، بلند کردن
● برپا کردن، ساختن
● ارج گذاشتن، گرامی داشتن، معزز کردن
● پرورش دادن، بارآوردن
● بالا آمدن، برآمدن