upward(s) معنی فارسی بالا رو ببالا سوي بالا واژههای دیگر با معنی «بالا» overhead بالا، در بالاي سر، درهوا aweigh بالا، لنگر بالاست، لنگر از زمين کنده شده up بالا، سوي بالا، در بلندي supra بالا، مافوق، ابر upward بالا، بالايي، رو به بالا aloft بالا above در بالا، بالاي، بالاي سر lifter بالا بر، بلند کننده، مرتفع کننده atop در بالا، بالا upper limit حد بالا