دیکشنری فارسی

urine

UKjeərin US'jə:rən

معنی فارسی

پيشاب ادرار زهرآب شاش بول

معنی کامل و مثال‌ها

/yoor´in/n.

● شاش، ادرار، گمیز، زهراب، بول، چکمیزک، چامین

تعریف انگلیسی

noun
  1. liquid excretory product “there was blood in his urine” “the child had to make water”

مترادف‌ها

noun
Piss, animal water.

واژه‌های دیگر با معنی «پيشاب ادرار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن