دیکشنری فارسی

validly

UKvælidliː US'vælıdlı

معنی فارسی

معتبر قانوني درست صحيح

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with validity; in a valid manner “this may not validly be done” “Derived from adjective: valid”

واژه‌های دیگر با معنی «معتبر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن